ترس از دست دادن عزیزان، احساسی عمیق و گاهی فلجکننده است که بسیاری از ما در برهههایی از زندگی آن را تجربه میکنیم. این ترس، که در ریشههای خود به اضطراب مرگ یا «تاناتوفوبیا» و پیوندهای عاطفی بازمیگردد، میتواند سالها در ذهن ما ماندگار باشد؛ حتی زمانی که هیچ اتفاق واقعی نیفتاده است.
در این مقاله از «سلامت اول»، به بررسی همهجانبه این احساس خواهیم پرداخت. ابتدا نگاهی خواهیم داشت به ترس از دست دادن والدین و اضطراب جدایی، سپس دلایل روانی و فردی این اضطراب را مرور میکنیم، و در نهایت راهکارهایی علمی و کاربردی برای مدیریت و درمان این ترس ارائه میدهیم.
چرا ترس از دست دادن والدین چنین عمیق است؟
برای بسیاری از ما، والدین نماد امنیت، تکیهگاه عاطفی و هویت ما هستند. بنابراین ترس از از دست دادن آنها، بهویژه در دوران میانسالی یا کهولت سن والدین، به یکی از اصلیترین دغدغههای ذهنی ما تبدیل میشود.
این ترس گاهی از دوران کودکی آغاز میشود و اگر بهدرستی مدیریت نشود، به اضطراب جدایی یا سبک دلبستگی ناایمن در بزرگسالی منتهی میگردد. در برخی موارد نیز افراد دچار سوگ پیشاپیش میشوند؛ حالتی که در آن هنوز فقدانی رخ نداده، اما احساس اندوه و نگرانی بر ذهن غلبه کرده است.

در سایت screening.mhanationa میخوانیم:
ترس و اضطراب اغلب از عدم قطعیت ناشی میشود. چیزهایی وجود دارد که هرگز نمیتوانیم با اطمینان بدانیم: چه اتفاقی برای عزیزانم خواهد افتاد و چه زمانی؟ اگر آنها را از دست بدهم چه اتفاقی برای من خواهد افتاد؟ ما نمیتوانیم آینده را ببینیم. اما کارهایی وجود دارد که میتوانیم برای مدیریت ترس و اضطراب خود در مورد آن انجام دهیم.
علائم رایج این اضطراب عبارتاند از:
- احساس غم دائمی یا نگرانی مبهم نسبت به آینده
- افکار تکرارشونده مانند «بدون آنها نمیتوانم زندگی کنم»
- ناتوانی در پذیرش پیری، بیماری یا محدودیتهای جسمی والدین
- اجتناب از خلق خاطرات جدید با آنها به دلیل ترس از فقدان
چه عواملی باعث شکلگیری این احساس میشوند؟
ترس از دست دادن عزیزان معمولاً ناشی از ترکیب چند عامل روانشناختی و تجربی است:
1. تجربههای فقدان ناگهانی یا آسیبزا
از دست دادن ناگهانی فردی عزیز (مثلاً در تصادف، بیماری شدید یا بحرانهای طبیعی) میتواند ذهن را برای همیشه با ترس تکرار آن تجربه همراه کند.
2. وابستگی شدید عاطفی و سبک دلبستگی ناایمن
افرادی که در کودکی دلبستگی ناایمن تجربه کردهاند، در بزرگسالی نیز بهطور ناخودآگاه بیش از حد به دیگران وابسته میشوند. همین موضوع، پذیرش احتمال فقدان را برایشان دشوارتر میکند.
3. زمینه اضطرابی یا وسواسی در شخصیت
افرادی که بهطور کلی ذهنی مضطرب یا وسواسی دارند، بیشتر درگیر افکار مربوط به از دست دادن، مرگ و جدایی میشوند. برخی از سالمندان نیز از فکر مرگ دچار اضطراب سالمندی می شوند.
4. باورهای فرهنگی یا مذهبی درباره مرگ
نگرشهای فرد به مرگ، زندگی پس از مرگ یا حتی باور به سرنوشت، میتواند سطح ترس را افزایش یا کاهش دهد. برخی فرهنگها سوگواری را امری پذیرفتهشده میدانند و برخی دیگر از صحبت درباره مرگ پرهیز میکنند.
علائم روانی و رفتاری ترس از دست دادن
ترس از دست دادن عزیزان میتواند در قالب نشانههای مختلفی بروز پیدا کند، از جمله:
علائم روانی:
- افکار وسواسی درباره بیماری، مرگ یا حادثه
- احساس بیقراری و نگرانی همیشگی
- اضطراب مداوم و ناتوانی در رها کردن ذهن از فکر فقدان
علائم اجتماعی و عملکردی:
- کنترل بیش از حد بر رفتار عزیزان
- اجتناب از تصمیمگیریهای مهم
- افت تمرکز در کار یا تحصیل
- دشواری در ایجاد روابط جدید بهخاطر ترس از صمیمیت و جدایی
- راههای علمی و عملی برای کنترل ترس از فقدان
راه های مقابله با ترس از دست دادن عزیزان
برای مقابله با این احساس که گاهی به افسردگی در نوجوانان منجر می شود، مجموعهای از راهکارهای شناختی، روانی و رفتاری پیشنهاد میشود. این روشها هم بهصورت مستقل و هم در کنار مشاوره تخصصی قابل استفادهاند:
1. تقویت عزت نفس و استقلال
افرادی که خوداتکایی بالاتری دارند، کمتر دچار وابستگی شدید و در نتیجه ترس از فقدان میشوند. تمرین در تصمیمگیری، مدیریت شخصی و باور به تواناییهای خود، پایه اصلی کاهش ترس است.
2. تنفس عمیق و آرامسازی بدن
تنفس دیافراگمی و تکنیکهای ریلکسیشن مثل آرامسازی عضلانی تدریجی، کمک میکنند تا از واکنشهای بدنی اضطرابزا کاسته شود و ذهن به حالت آرامتری برسد.
3. تمرین ذهنآگاهی (Mindfulness)
تمرکز بر لحظه حال، توجه به تنفس، صداها، یا بدن، باعث کاهش چرخش ذهن در دایره «چهمیشود اگر» میشود. مراقبه، ذن یا یوگا از جمله ابزارهای کاربردی در این زمینهاند.
4. یادداشت افکار و نگرانیها
نوشتن نگرانیها (مثل: «اگر پدرم بیمار شود چه کنم؟») به کاهش بار ذهنی و بررسی منطقیتر آنها کمک میکند. این روش باعث فاصله گرفتن ذهنی از اضطراب نیز میشود.
5. صحبت با دیگران یا رواندرمانگر
گفتگو با افراد قابل اعتماد یا روانشناس، به درک بهتر احساسات و کاهش فشار ذهنی کمک میکند. شرکت در جلسات گروهی سوگ یا مشاوره تخصصی نیز بسیار مؤثر است.
6. تمرکز بر آنچه در کنترل شماست
بهجای تمرکز بر آینده نامعلوم، سعی کنید اقدامات مفید و کنترلپذیر انجام دهید: مثلاً وقت گذراندن با عزیزان، مراقبت از آنها، ایجاد خاطرات مثبت. پذیرش اینکه نمیتوان همه چیز را کنترل کرد، گامی مهم در پذیرش واقعیت است.
7. معناجویی و هدفگذاری
افرادی که هدف مشخصی برای زندگی دارند، ذهن خود را از ترسهای بیپایان دور میکنند. ایجاد معنا از طریق ارتباط با باورهای معنوی، خدمت به دیگران، یا توسعه شخصی، قدرت روانی فرد را بالا میبرد.
8. فعالیتهای آرامشبخش و مثبت
انجام کارهای مورد علاقه مانند نقاشی، نوشتن، ورزش یا وقتگذرانی با دوستان، ذهن را از فضای اضطرابی بیرون میآورد. طبیعتگردی نیز از جمله فعالیتهای مؤثر در کاهش اضطراب است.
9. بهرهگیری از درمان شناختیرفتاری (CBT)
در CBT، با بازسازی افکار و مواجهه تدریجی با موقعیتهای اضطرابآور، ذهن آموزش میبیند که واکنشهای خود را اصلاح کند. برای مثال، افکاری مانند «نمیتوانم بدون او زندگی کنم» با بررسی منطقی و تمرین، بازسازی میشوند.
10. عضویت در گروههای حمایت از سوگ
در این گروهها، افراد تجربههای مشترک خود را به اشتراک میگذارند و از یکدیگر حمایت میگیرند. حتی اگر تمام پاسخها یافت نشود، همین حس «درک شدن» میتواند روند پذیرش را تسهیل کند.
چرا باید به ترس از دست دادن توجه کنیم؟
اگرچه ترس از دست دادن عزیزان در ذات خود یک احساس طبیعی و انسانی است، اما در صورت تداوم یا شدت یافتن، میتواند کیفیت زندگی را مختل کند و به اختلالهای جدیتری مانند اضطراب مزمن، وسواس فکری یا افسردگی منجر شود.
با درک علل این احساس، شناسایی نشانهها و استفاده از راهکارهای درمانی مؤثر، میتوان این ترس را مهار کرد و حتی از آن به عنوان فرصتی برای رشد شخصی و عاطفی بهره برد.
تبدیل ترس به فرصتی برای رشد درونی
ترس از دست دادن عزیزان، احساسی انسانی و طبیعی است که در برهههایی از زندگی همه ما را درگیر میکند. اما این ترس، با وجود واقعیت و اجتنابناپذیریاش، نباید به عاملی برای توقف زندگی یا افت کیفیت روابط تبدیل شود. ما میتوانیم با تقویت تابآوری روانی، تمرین مهارتهای خودتنظیمی هیجانی، و بهرهگیری از حمایت تخصصی روانشناسان، به این احساس معنا ببخشیم و آن را به فرصتی برای رشد فردی، تعمیق ارتباطات و درک عمیقتر از زندگی بدل کنیم. پذیرش ناپایداریها، ما را توانمند میسازد تا زندگی را با آرامش بیشتر و حضور کاملتری تجربه کنیم.
سوالات پرتکرار
آیا این ترس طبیعی است؟
بله، اگر موقتی و قابل کنترل باشد. اما اگر زندگی روزمره را مختل کند، نیازمند رسیدگی حرفهای است.
چه زمانی باید به رواندرمانگر مراجعه کرد؟
اگر این ترس بیش از شش ماه ادامه پیدا کند، با افکار وسواسی یا نشانههای جسمانی همراه شود، باید از کمک تخصصی بهره گرفت.
سوگ پیشاپیش چیست؟
احساسی شبیه به سوگواری که پیش از وقوع واقعی مرگ تجربه میشود. در صورت عدم مدیریت صحیح، ممکن است به افسردگی پیچیده تبدیل شود.
آیا درمان شناختیرفتاری مؤثر است؟
بله، CBT از مؤثرترین درمانها برای کاهش ترس از فقدان است و در بازسازی ذهن و تنظیم هیجانات بسیار کاربردی است.




